معمولا پاراگلایدر را با چتر نجات اشتباه می گیرند در صورتی که پاراگلایدر هواپیمایی فوق سبک بدون موتور است ، واژه پاراگلایدر ترکیب دو واژه است ، پارا مخفف پاراشوت ( چتر نجات ) و گلایدر هواپیمای بدون موتور است ( یعنی سٌرنده ) ، پس پاراگلایدر نوعی هواپیما از جنس و شبیه چتر نجات است . پاراگلایدر ارزانترین و راحتترین وسیله پروازی است نیروی محرکه آن وزن خلبان است ، وزن آن حدود 5 کیلوگرم است.آموزش پاراگلایدر از ویژگی خاصی تبعیت نمی کند ، محدودیت سنی برای آموزش ندارد ، برای آموزش پاراگلایدر قد و وزن اهمیت ندارد بدلیل اینکه برای هر خلبان یک بال متناسب با وزن آن خلبان موجود است
مکان های پرواز و مدت پرواز با پاراگلایدر :برای پرواز با پاراگلایدر نیاز به تپه یا کوهی است که از بالای آن پرواز خلبان آغاز شود و به سمت پایین و جلو سر بخورد ، به طور مثال در هوایی آرام و بدون هیچگونه عوامل بالارونده از تپه ای 500 متری حدودا 15 دقیقه میتوان با پاراگلایدر پرواز کرد . اما با کسب تجربه و مهارت کافی می توان مدتهای طولانی را با پاراگلایدر در آسمان بود. مسافت طی شده با پاراگلایدر بیش از 400 کیلومتر طی 11 ساعت است .
بهترین فصل آموزش :فصل زمستان است ، منهای سردی هوا زمستان بدلیل آرام بودن هوا برای آموزش فصلی مناسب تر از بقیه فصول است. ولی در کل پاراگلایدر را در هر فصلی می توان آموزش دید ، خلبانان حرفه ای تابستان را بهترین فصل برای پرواز می دانند چون در هوای گرم با استفاده از ترمال گیری میتوان ارتفاع زیادی گرفت ، رکورد ارتفاع پرواز با پاراگلایدر 1کیلومتر بالاتر از قله اورست است !
مدت دوره آموزش پرواز با پاراگلایدر :به صورت خصوصی پرواز با پاراگلایدر را می توان در کمتر از دو هفته آموزش دید . آموزش از زمین مسطح شروع می شود و در صورت صلاحدید مربی و استعداد دانشجو ار تفاع تمرین پله پله افزایش خواهد یافت. در طول دوره آموزشی تجهیزات آموزشی و بیمه نامه برای دانشجو به عهده ی باشگاه آموزش دهنده است .
مختصري در باره شناخت قسمتهاي مختلف بال
1- سطح رويي بال (كاناپي) Upper Surface
2-سطح زيرين بال (كاناپي) Lower Surface
3- لبه حمله (Leading Edge) : لبه جلويي كاناپي را مي گويند
4- سلها (cells) : فضاي خالي بين سطح رويي و سطح زيرين كاناپي را مي گويند كه بوسيله ديواره اي بنام ريب (Ribs)از هم جدا شده اند
5- لبه فرار (Trailing Edge) : نام لبه انتهايي كاناپي است
6- لاينها (Lines) : كليه بندها كه كاناپي را به رايزرها وصل مي نمايد. بندها به چهار دسته تقسيم مي شوند لاينهاي A كه به لبه حمله متصل هستند، لاينهاي B و C در وسط ولاين D كه به لبه فرار متصل است و ترمزها و يا بركها (Break) هم به همين لبه متصل هستند به اين ترتيب كليه سطح زيرين كاناپي به رايزرها متصل مي شوند .
7- رايزرها (Risers) : محلي كه کليه بندها به آنجا متصل مي باشند و اتصال رايزرها با هارنس بوسيله بستي بنام كارابين (carbine) انجام مي گيرد.
آمادگي قبل از پرواز
نكاتي كه بايد ابتدا در نظر داشت :
1-قبل ازهراقدامي جهت پرواز آموزشهاي تئوري و عملي و تمرینات كافي و لازم زير نظر مربيان مجرب داشته باشيد .
2- دارا ي گواهينامه مناسب مرحله پروازی خود و بيمه نامه معتبر باشيد .
3-در سلامت كامل بوده تحت فشار عصبی نبوده و مواد مخدر،مشروبات الكلي و داروهاي آرام بخش مصرف نكرده باشيد.
4-در شرايط مناسب حال و شرائط خود پرواز كنيد.
5-كلاه ايمني و هارنس مناسب بتن كرده و حتما چتر كمكي را به همراه داشته باشيد.
6-ازمحكم بودن بند پاها،شكم و سينه اطمينان حاصل كنيد.
7-بندهاي كارابين در جاي خود محكم شده باشند.
8-كليه بندهاي كاناپي (لاين هاLines ) آزاد باشند (گره نداشته باشند) .
9- بركها (Break's) را آزاد نماييد .
10- دقت كنيد بند بركها به رايزرها (Riser) نپيچيده باشند .
11-دقيقا در وسط بال (مقابل نشاني كه كارخانه سازنده معمولا روي بال ميگذارد) ايستاده باشيد .
12-جهت باد را كنترل نماييد بايد دقيقا روبروي باد (يعني در جهت مخالف وزش باد ) ايستاده باشيد .
13-سرعت باد را سنجيده محيط اطراف را كنترل و موانع احتمالي از قبيل بوته هاي خار و يا سنگهاي روي زمين را در نظر داشته باشيد .
-14دسته چتر كمكي را مشاهده و پيم هاي آنرا بررسي نماييد .
15-از وصل بودن اسپيد سيستم (3) اطمينان حاصل كنيد .
16-به نرمي با كشيدن بندها يA و درست كردن ديواره كوچكي آخرين چك را انجام داده و از نبودن هيچگونه گره و يا پيچ خوردگي در لاينها مطمئن شويد
مرحله برخاستن Take off
پروازي سالم ،مطمئن و لذت بخش مستلزم داشتن تمرينات كافي ، متناوب زير نظر مربيان مربوطه مي باشد. يك ساعت تمرين در زمين برابر با ده ساعت پرواز در آسمان است. تمرين بر روي زمين به شما در كنترل صحيح بال كمك بسزايي مي كند وهمچنين زماني كه در آسمان در حال پرواز هستيد اعتماد بنفس و حس كنترل خوبي به شما القا خواهد كرد .
برخاستن (Launch) به سه صورت امكان پذير است كه در اينجا به توضيح آن مي پردازيم :
الف) برخاستن به صورت رو به باد (روبروي باد و پشت به بال) - Nil Wind Launch
دقيقا در وسط بال قرار گرفته (پشت به علامتي كه معمولا كارخانه سازنده در وسط بال تعبيه مي كند) و روبروي جهت وزش باد بايستيد سپس رايزرهاي A را روي ساعد نزديك آرنج انداخته هر دو برك سمت چپ و راست را در دست گرفته و دستها را بصورت كشيده و در جهت عقب نگهداشته سپس بطور همزمان و با قدرت لازم به سمت جلو كشيده ، در همين زمان بال به طرف بالا حركت مي كند دستها را به موازات حركت بال بالا بياوريد تا جايي كه بال كاملا در بالا ي سرتان قرار گيرد بكشيد بلافاصله رايزرها را رها و بركها را تا سر شانه پايين بياوريد مقداري به جلو خم شويد و جند قدم به طرف جلو برداريد ، سعي كنيد يال را كنترل كرده و از كج شدن يا جلو زدن آن بوسيله بركها جلوگيري كنيد به بالا نگاه كرده و ازآزاد بودن لاينها مطمئن شويد .(اگر متوجه شديد اشكالي در لاينها و يا بال هست فورا با كشيدن كامل بركها ، بال را پايين آورده و اشكال ايجاد شده را رفع نماييد) اگر اشكالي وجود نداشت وزن را به جلو انداخته و شروع به دويدن كنيد در صورتي كه بالتان به يك طرف رفت و يا كج شد مي توانيد به همان طرف رفته و بال را لول (Level) كرده و به پرواز درآوريد . توجه داشته باشيد هر قدر سرعت باد كم باشد به همان مقدار بايستي قويتر و تندتر بدويد.
(ب) برخاستن بصورت برعكس (روبروي بال و پشت به باد) Strong Wind Launch – Reveres -
در محلي كه باد تند مي وزد بهتر است از روش (Reveres) ريورس براي برخاستن (Take Off)استفاده كنيم .در اين روش ابتدا بطرف بال چرخيده طوري كه اگر راست دست هستيم دسته رايزرهاي سمت راست را از روي سر گذرانده و بطرف بال قرار ميگيريم و اگر چپ دست هستيم بلعكس، حال مي توانيم بال را بصورت كامل روبروي خود ببينيم بركها را در دست مي گيريم .
در اينجا به سه صورت مي توانيم عمل كنيم:
1- برك و رايزرA بال چپ در دست چپ و برك و رايزرA بال راست در دست راست.
2- برك و رايزر Aبال چپ در دست راست و برك و رايزرA بال راست در دست چپ
3- هردو رايزر در دست چپ و برك بالي كه احتمال مي دهيم زودتر بالا بيايد در دست راست را مي گيريم البته هر كدام از اين طرق به تمرينهاي زيادي نياز دارد كه حتما بايد زير نظر مربيان محترم انجام شود تا ملكه ذهن هنرجو گردد و آنچنان عادت كند كه بدون هيچ گونه دستپاچگي و عجله و اضطراب و با تسلط كامل انجام دهد.
با درست كردن (به اصطلاح) ديواره كوچكي كه بوسيله كشيدن آرام رايزر A درست مي شود مي توانيد براحتي ببينيد آيا بندها گره خوردگي ويا پيچيدگي نداشته باشند ، به جايي گير نكرده باشند. اين عمل باعث بررسي كلي بال و بندها مي شود ، حتي اگر خوب دقت كنيد مي توانيد جهت دقيق وزش باد را با ديدن بلند و كوتاهي ديواره ببينيد و ايستادن خود را تصحيح كنيد ‘ با حركت به طرف راست يا چپ سعي كنيد خط بالايي ديواره بال با خط افق مماس باشد حالا دقيقا پشت به باد و رو به بال خود ايستاده ايد .
حال رايزرهاي A را در دستان خود گرفته و به آرامي بكشيد مي بينيد كه بال شروع به بالا آمدن مي كند زماني كه كاملا بالاي سر قرارگرفت (توجه : چون معمولا در سرعتهاي بالاي باد از اين روش براي تيك آف (Tack Off) استفاده مي شود چند قدمي خلبان به طرف بال كشيده خواهد شد در اين صورت با بال همراهي كرده چند قدم به طرف بال رفته و سعي در كنترل بال خود كنيد)، اگر باز هم ديديد بندها گره خوردگي دارند و يا گوشه هاي بال در لاينها گير كرده اند سعي در باز كردن آنها قبل از اينكه به پزواز درآييد بكنيد اگر با پمپ كردن ويا با كشيدن رايزر مخالف باز نشد سريعا با فلر (Flare) كامل بال را خوابانده و اشكال را رفع كنيد اگر اشكالي نبود سريعا چرخيده و بركها را در دستان خود بگيريد (برك بال راست در دست راست و برك بال چپ در دست چپ) و با انداختن وزن به جلو و دويدن به پروازي لذت بخش اقدام كنيدو در هر حالي هوشياري و نظم خود را حفظ كنيد.
توجه :
اگر بال با سرعت بالاي سرتان قرار گرفت و قبل از اين كه بتوانيد مشكلاتي از قبيل گره خوردگي لاينها و گير كردن گوشه هاي بال در لاينها را رفع كنيد به پرواز در آمد مي توانيد با آهسته پمپ كردن بال جمع شده و با انداختن وزن به طرف بال سالم سعي در باز كردن و رفع اشكال كنيد اگر مشكل رفع نشد سريعا و با كمترين حركت به طرف محل فرود و يا هر مكان مناسب ديگري رفته و با هوشياري تمام و خونسردي كامل و همچنين احتياط رو به باد فرود بياييد.
(ج) برخاستن از زمين توسط طناب و يا وينچ (Launching by winch)
اين نوع تيك آف (Take Off) در محلهايي مورد استفاده قرار مي گيرد كه فاصله زيادي تا مناطق كوهستاني و يا بلندي هاي مناسب ندارند. خلبانان در هواي آرام ودر شرايطي كاملا كنترل شده و با حضور اساتيد و پس ازگذراندن آموزشهاي لازم و كامل اقدام به پرواز مي كنند .افرادي هم كه مسئول ماشين وينچ هستند بايد آموزشهاي لازم را ديده باشند و از آمادگي كامل برخوردارباشند در اين زمان طناب وينچ به محل مخصوص اتصال كه در روي هارنس خلبان قرار دارد متصل مي شود و به ماشين وينچ علامت شروع كشندگي طناب داده مي شود با كشيده شدن خلبان به تبع بال نيز كشيده و به پرواز در خواهد آمد و شروع به پروازمي كند البته بايد در نظر داشت چون نيروي كشش از طريق خلبان به بال وارد ميشود هميشه بال در اين زمان از خلبان عقب ميماند اين حالت تا آنجا ادامه مي يابد كه خلبان تشخيص دهد به ارتفاع لازم كه معمولا 300 تا 400 متري مي باشد رسيده در اين حال با هماهنگي كه بوسيله بيسيم با ماشين وينچ مي كند آرام آرام سرعت كشش كم شده با كشيدن دستگيره مخصوصي كه براي همين كار تعبيه شده اقدام به ريليز (Release) مي كند حال طناب اتصال از خلبان جدا شده وبه طرف زمين رها مي گردد احتمال دارد در لحظه اي كه طناب رها مي شود چون كشش قطع شده بال شروع به جلو زدن وشيرجه خواهد كرد كه در اينجا خلبان با گرفتن بركها و كنترل فشار زير بال ، بال را كنترل كرده و از جلو زدن بال جلوگير خواهد كرد (اين مراحل در دوره هاي آموزشي به خلبان تعليم داده مي شود).
قرار گرفتن درون صندلي
مي دانيد سيتها يا همان صندلي هاي پرواز در اندازههايXLarge و Small, Medium,Large دوخته مي شوند پس در درجه اول سيت مناسب خود را خريد كنيد و بعد سعي كنيد حتما قبل از اينكه اقدام به پرواز كنيد سيت خود را (Seat) تست و از لحاظ اندازه هاي بندهاي سينه و شانه بوسيله آويزهايي كه از داربست نصب شده اند چك كنيد با اين حال اگر بعد از بلند شدن خودبخود درون صندلي قرار نگرفتيد صبر كنيد تا به اندازه كافي از كوه فاصله گرفته سپس به دو طريق مي توانيدداخل صندلي قرار بگيرد:
الف) به عقب تكيه كرده و زانوهايتان را به داخل و به سمت سينه جمع كنيد و همزمان با دستهايتان در حاليكه بركها را در دست داريد در همان محلي كه بركها را نگه مي داريد به كل رايزر ها فشار وارد كنيد تا داخل صندلي قرار بگيريد
ب) جفت بركها را در يك دست مقابل صورت و با دست ديگرهارنس را به زير خود بكشيد تا درون صندلي قرار گرفته و بعد بركها را در دستان خود بگيريد .
*** توجه داشته باشيد به هيچ عنوان در حاليكه بركها را در دست داريد اقدام به اين كار نكنيد چون اگربركها بيشتر از حد پايين كشيده شوند بال به حالت فروريختگي (Deep Stall) خواهد رفت و سقوط خواهيد كرد .
اسیمتریک کلپس (Asymmetrical Collapses)
در صورتی که در اثر باد شدید و یا به علت اجرای ناقص وینگ اور(Wing Over) یک طرف بالتان به داخل جمع شد (45%) در بالهای جدید که طراحی خوبی دارند این وضعیت تقریبا بدون دخالت خلبان به حالت اولیه خود باز خواهد گشت ولی در صورتی که در این حالت جهت شما رو به سوی کوه بود و یا طرفی که بالتان شروع به گردش کرده بال دیگری در حال پرواز بودو یا در نزدیکی زمین بودید و ارتفاع شما کم بود بایستی بلافاصله وزن خود را CG -- (Central Gravity) به طرف بال سالم انداخته و برک سمت مخالف را با دقت زیاد کمی کشیده تا بال به حالت اولیه برگردد اگر بال با این اقدامات به حالت اولیه برنگشت با پمپ کردن بال خراب شده می توانیم به پر شدن بال خراب امیدوار باشیم ، فقط باید مواظب بود که جهت اجتناب از به استال رفتن بال و یا چرخش منفی هیچ کدام این اعمال با عجله و شتاب انجام نشود و همواره با دقت و اندازه لازم عمل گردد.
سيمتريک تاک (Symmetrical-Front tuck- Collapses)
امکان تو رفتگی بال از جلو یا سيمتریک تاک در تور بالانس قوی مخصوصا هنگاميکه ميله سرعت (Speed System)را زير پا داشته باشيم وجود دارد اگر اين وضعيت پيش آمد فورا ميله سرعت را بالا آورده و کمی فشار برکها را داشته باشيد سعی کنيد فشار زير بال را کنترل کرده . بايد مواظب پيش آمدن حالت پاندولی بال بعد از اينکه به حالت اولیه برگردد باشید . البته بعلت وزن خلبان که به زیر بال فشار می آورد و سرعت جلوروندگی ، بال تو رفته پس از چند ثانیه به حالت اولیه برخواهد گشت لذا عکس العمل شدید و اشتباه خلبان باعث به استال رفتن بال شده و وضعیتی بدتر از حالت تو رفتگی به وجود خواهد آمد.
فول استال (Full Stall)
فول استال یک مانور بسیار حساس و مشکل می باشد که بهتر است تا بدان نیاز نبود از انجام آن خودداري كنيد قبل از ورود به استال از گره كردن بركها به دور دستان خود بپرهيزيد .در طي مانور هر دو دست را نزديك بدن قرار داده و آنها را محكم به هارنس قفل كنيد .جهت انجام فول استال هر دو برك را همزمان گرفته تا زير هارنس پايين بكشيد و محكم نگه داريد بال ابتدا از پيشروي افتاده و متوقف شده به استال يا فروريختگي كامل مي رود درفول استال كامل كاناپي ها به جلو و عقب رفته حالت ناآرامي را به خود مي گيرندهر گز وقتي كه تصميم به انجام فول استال گرفتيد در وسط كار از انجام كامل مانور پشيمان يا دودل نشويد زيرا بال برعكس عمل كرده و شما را به خطر خواهد انداخت .
پس از استال كامل و كم شدن ارتفاع به حد كافي هنگاميكه تصميم به خروج بال از فول استال گرفتيد هر دو دست را همزمان جهت پر شدن بال با هوا به بالاي سرتان بياوريد هرگز دستانتان را يكي يكي بالا نبريد دراين مانور بايد كاملا آگاه و هوشيار باشيد تا پس از پرشدن بال با هوا بال از شما جلو يا عقب نيفتد و حالت پاندولي نگيرد اگر بال از شما جلو زد بركها را همزمان و با دقت ، - كمي بگيريد تا در وسط بال قرار بگيريد همچنين اگر بال از شما عقب ماند با آزاد كردن بركها و بالا دادن آنها تا رسيدن شما به وسط بال ادامه داده و اجازه دهيد بال به سرعت طبيعي خود برسد و حالت ايرفويل (Air foil) خود را كامل كند .دقت كنيد اگر پيشروي بال كاهش يافت دوباره آنرا وارد استال نكنيد .
واماندگي كامل بال (Deep Stall)
هنگاميكه بال از خلبان عقب بماند و پيشروي به جلو نداشته باشد اين حالت را ديپ استال يا واماندگي كامل بال مي گويند با كم شدن حركت باد و هوا در اطراف گوشهايتان مي توانيد ديپ استال را حس كنيد . اين حس در وضعيت توربالانسي بيشتراحساس مي شود البته پرواز در هواي باراني يا خيس شدن بال به هر علتي مي تواند در به وجود آمدن اين حالت نقش بسزايي داشته باشد . جهت خروج از اين حالت بايستي فورا هردوبرك را كاملا بالا داده و همزمان ميله سرعت (Speed System) را نيز فشارداد و در صورت لزوم دستها را پشت رايزرهاي A برده و آنها را به جلو فشار داده تا بال دوباره حالت پروازي به خود بگيرد و به سرعت نرمال برسد .
توجه : هرگز زماني كه در ديپ استال هستيد بركها را به پايين نكشيد زيرا اين كار بال شما را بيشتر و عميقتر به استاال خواهد برد . اگر ديپ استال در نزديكي زمين رخ داد هرگز سعي در خروج بال از اين حالت نكنيد زيرا خروج از ديپ استال شما را با خطر بيشتري مواجه خواهد كرد. مقدار سرعت پايين آمدن يا سقوط شما در ديپ استال كمتر از مقدار سرعت پايين آمدن شما با چتر پاراشوت (Parachute) يا سقوط آزاد است لذا در اين وضعيت خود را براي يك سقوط سخت آماده كرده و حالت فرود چتربازي را به خود بگيريد به ياد داشته باشيد هرگز نبايد فلر كرد .
اگر از يك منطقه باراني عبور كرديد كمي به بال خود سرعت بدهيد .
-
هرگز در هواي باراني بيگ اير(Big Ear) نكنيد .
-
كشيدن بال روي زمين و فرسوده شدن پارچه بال در به آسان رفتن به حالت ديپ استال نقش بسزايي دارد.
-
دربعضي موارد جهت خروج از ديپ استال يك شُك (Shock) سريع به بال باعث خروج آن از ديپ استال مي شود بدين صورت كه هردو برك را به مقدار كم و بسرعت به پايين كشيده و فورا آنها را بالا برده اين عمل باعث شيرجه بال به جلو خواهد شد و آنرا از حالت ديپ استال خارج خواهد كرد.
فرود بدون بركها (Steering Without Brakes)
اگر به هر دليلي بركهاي شما عمل نكرد با كشيدن رايزرهاي D مي توانيد جلو حركت و پيشروي بال به جلو را بگيريد حتي با انداختن وزن يا CG (Central Gravity) در انتهاي هارنس اينكار عملي مي باشد ولي در هر صورت بايستي بسيارهوشياري و مواظب بود كه با زياد كشيدن رايزرها بال را وارد گردش اسپين (Spin) نكرد.
كراوات Cravat))
هنگاميكه گوشه اي از بال در داخل لاينها و يا بندها گير بيفتد را كراوات گويند . ممكن است كراوات در اثر يك تورفتگي بزرگ (Asymetrial Collapses) و يا يك اغتشاش هوايي يا توربالانس (Turbulence) اتفاق بيفتد ، بهر حال خلبان بايستي با مراحل خروج از آن آشنا باشد.
ترمز مخالف به همراه وزن مخالف كه بطرف بال سالم اتداخته شده به همراه پمپ كردن برك مربوطه موجب خروج بال از كراوات مي شود در اغلب بالهاي طرح جديد كشيدن بند مجزايي كه به استابلايزر(Stabilizer) يا گوشه هاي بال و از رايزر هاي B به پايين كشيده شده و به رنگ خاصي است و براي خروج بال از كراوات مي باشد . اين لاين هنگام كراوات شل و رها مي شود لذا با كشيدن و تند صاف كردن آن مي توان بال را آزاد و از حالت كراوات خارج كرد.
از دست دادن سريع ارتفاع(Fast Descent)
در هواي طوفاني و باد تند بهترين مكان زمين مي باشد . اگر در اين وضعيت گير افتاديد سريعا فرود آييد .البته بسته به وضعيت شما چندين روش وجود دارد كه بهتر است يكي از مناسبترين آنهارا انتخاب كرده و فورا فرود آييد.
گوشه گيري (Big Ear)
بيگ اير يكي از روشهاي ايمن و رايج در كاهش تدريجي ارتفاع توام با پيشروي به جلو مي باشد . اغلب بالهاي جديد دو رايزر دارند كه داراي انگشتي خاصي هستند و براي اينكارتعبيه شده اند . شما مي توانيد هر دوي آنها را گرفته بطور همزمان به بيرون و سپس به پايين بكشيد . هر دو لبه انتهايي بال (Stabilizer) ابتدا خم شده و سپس به عقب بر مي گردند . در طي بيگ اير شما مي توانيد با انداختن وزن خود به چپ يا راست دور بزنيد با رها كردن هر دو بند بال شما به حالت اوليه خود باز خواهدگشت منتها بايد يكي يكي بندها را بالا ببريد تا بيگ اير هم بطبع يكي يكي باز شود ارتفاع مناسب هم براي بيرون آمدن ارتفاع 100 متري از محل لند مي باشد .اگر باد زياد بود و احتمال خطر مي رفت مي توانيد تافرود كامل و فلر آنها را رها نكنيد زيرا در اين حالت هرگونه زاويه باد در سطح زمين بخاطر كم سطح بودن بال شما كمتر آنرا تحت تاثير قرار خواهد داد
-
توجه :
-
هرگز در هواي باراني و يا اگربه هردليل ديگري بال شما خيس شد، بيگ اير نكنيد
-
بياد داشته باشيد هنگام بيگ اير بركهاي شما رها و آزاد هستند و تقريبا كارايي ندارند بنابراين ممكن است بركهاي تند بال شما را به استال ببرد
بي لاين استال (B Line Stall)
جهت كاهش سريع ارتفاع بدون اينكه فشار G يا فشار گريز از مركز و يا جاذبه زمين به بدن شما وارد شود مي توانيد از مانور بي لاين استال استفاده كنيد به اين صورت كه رايزرهاي B را گرفته به نرمي پايين بكشيد ابتدا اينكار كمي مشكل به نظر ميرسدولي با از حالت در آمدن بال از اير فويل عمل بي لاين استال راحت تر مي شود وقتي رايزرهاي B را كشيده ايد آنها را هرگز بلافاصله رها نكنيد بال نياز به اين دارد كه ابتدا حالت بي لاين استال را بخود بگيردسپس به نرمي خارج شود.
جهت خروج از بي لاين استال بال ابتدا به جلو شيرجه زده و ممكن است سپس به ديپ استال برود لذا كاملا جهت هرگونه عكس العمل بال آماده و هوشيار باشيد .بهر حال ما به شما توصيه مي كنيم پس از تصميم به خروج از حالت بي لاين استال هر دو دست را به نرمي بالا برده و رايزرهاي B را رها كرده سريعا كنترل بال را به دست بگيريد .
چرخش گود (Spiral Dive)
فبل از شروع به اسپيرال دايو بهتر است بند سينه 40 الي 42 سانتيمتر مابين كارابين ها تنظيم و محكم شود . اسپيرال دايو را بايستي بعنوان يك مانور بسيار حساس در نظر گرفت جهت بدست آوردن عكس العمل بال و احساس كامل آن با تمرينات زياد و چرخش گود با سينك و افت كم با هوشياري بالا به آن بپردازيد . درطي اسپيرال دايو سر جلو و زاويه ديد بايستي در جهت چرخش بال باشد . همچنين وزن را به همان طرف انداخته و برك را كم كم بكشيد ، به بال اجازه سرعت گرفتن را بدهيد تا وارد اسپيرال دايو شود در اسپيرال دايو بدن شما خودبخود به طرف مخالف تمايل پيدا كرده به ته صندلي خواهد چسبيد جهت كنترل ميزان فرود خود و زاويه شيب رو به زمين برك داخلي را كم و زياد كنيد .
دراسپيرال تند لازم است كمي برك بال بيروني كشيده تا از تو رفتگي و كولپس جلوگيري شود .
بالهاي جديد تمايلي در ماندن در اسپيرال دايو را ندارند ، اما بهرحال شما بايستي نحوه خروج از اسپيرال دايو را بدانيد .
استفاده از وزن خود CG و كشيدن آن به طرف مخالف و گرفتن برك مربوطه باعث مي شود كه شما پايين آمدن سرعت بال را احساس كنيد . لذا برك بيروني را در يك يا دو چرخش آزاد كرده و بگذاريد سرعت بال كاهش يابد.
سپس درست قبل از خروج از اسپيرال دايو با كمي فشار برك مخالف آنرا تثبيت كنيد . اين عمل باعث از دست دادن آخرين انرژي بال و جلوگيري از پاندول شدن شما خواهدشد. البته اين درست است كه
مي توانيددر سرعت بالا عكس العمل نشان داده از اسپيرال خارج شده ولي بايستي ريسك از دست دادن كنترل آنرا نيز بجان بخريد.
ترافيك فرود (Patter Traffic)
فرود بهتر است درمكاني آشنا و بدور از موانع باشد.قبل از فرود جهت وزش باد را از روي حركت بادنما كه از قبل در محل نصب شده و يا از روي حركت برگ درختان يا از روي زاويه دودي كه به هرعلتي درمحل ممكن است باشد تشخيص داده رو به باد فرود مي آييم . طرح نقشه براي فرود را ترافيك فرود يا (Pattern Traffic) مي گويند . هر فرودي شامل سه مرحله مي شود :
1-Down Wind (پشت به باد)
2-Base Wind (بغل به باد)
3-Final (مرحله پاياني،فرود،رو به باد)
در شكل زير 4 طريقه فاينال بستن (U,L,S8) را مشاهده مي فرماييد كه به اختصار شرح مي دهيم
1- فرود به طريقه PT8
در اين نوي لندينگ (Landing) با ارتفاع زياد به منطقه لند رسيده ايم با چرخش هايي كه مانند عدد 8 انگليسي است (8) سعي در كم كردن ارتفاع خود داريم طوري 180 درجه مي زنيم كه دوباره به جاي اول بر مي گرديم و آنقدر اينكار را انجام مي دهيم تا به ارتفاع مطمئن رسيده اقدام به فرود مي كنيم . ( بايد توجه داشت كه در پي اين گردشها جلو و به منطقه لند واردنمي شويم ، حركت رو به پايين ما بصورت يك صفحه عمودي بايد باشد)
2- فرود به طريقه PTS
اين يوع فاينال به اس S معروف مي باشد در اين نوع از فاينال بستن وقتي با بالاي منطقه فرود يا لند رسيديم رو به باد قرار گرفته (بطريقي كه در بالا ذكر شد) به ارامي به اندازه 90 درجه مي چرخيم، دوباره از سمت مخالف 180 درجه مي چرخيم وقتي بال صاف شد براي بار سوم 180 درجه مي چرخيم و آنقدر اينكار را انجام مي دهيم تا به ارتفاع مطمئن رسيده اقدام به فرود مي كنيم
توجه : درهنگام S زدن در PTS علاوه بر كم كردن ارتفاع به هدف Target)) هم نزديك مي شويم ولي در PT8 فقط ارتفاع كم مي شود.
2: فرود به طريقه PTL :
دراين طريقه وقتي به منطقه لند رسيديم ارتفاع به اندازه كافي است و احتياجي به كم كردن آن نداريم به همين خاطر با يك زاويه 90 درجه كه به آرامي مي چرخيم رو به باد مي شويم و فرود مي آييم
3: فرود به طريقه PTU :
در اين طريقه وقتي به منطقه لند ميرسيم پشت به باد هستيم از كنار محل لند پشت به باد ميرويم تا به اندازه كافي محل لند را ديده و ارتفاع مناسب خود را تراي فرود شخيص بدهيم بعد به اندازه 180 درجه از چپ يا راست مي چرخيم در امتداد وزش باد فرود مي آييم .
4:فرود در محل بلند شدن (Top Landing)
نوع ديگري از روشهاي فرود ، فرود در منطقه اي كه Tack off كرده ايم يا تاپ لندينگ مي باشد البته اين كار خيلي حساس و حرفه اي مي باشد و بايد بوسيله خلبانان باتجربه و كارآزموده انجام گيرد و به خلباناني كه تازه دوره آموزشي و يادگيري اوليه را پشت سر گذاشته اند اصلا توصيه نمي شود .
طرح فاينال بستن براي Top Landing بصورت زير مي باشد.
در مرحله اول بغل به باد روي منطقه فرود قرارميگيريم و در حاليكه بركها را كمي پايين كشيده ايم سعي در كم كردن ارتفاع خود داريم و آرام آرام فرود مي آييم البته همان طور كه قبلا ذكر شد اين كار احتياج به تجربه فراوان و تمرين در حضور اساتيد مربوطه دارد .
در خاتمه : اكيدا توصيه مي كنيم هنرجويان عزيز مواردمذكور را با دقت فراوان مطالعه و پس از چندين بار تكرار مطالب و فقط در شرايط كاملا كنترل شده , تحت سرپرستي اساتيد محترم اين رشته، آنهم پس از بدست آوردن مهارتهاي لازم مي باشدانجام دهند . همچنين نويسنده به هيچ وجه انجام مانورهاي خطرناك را توصيه نمي كند. بديهي است نويسنده اين متن مسئوليتي در قبال آسيبهايي كه ممكن است در اثر بكار گيري نادرست توصيه هاي اين نوشتار به خلبانان وارد شود را ندارد.
هواشناسی
پرواز با پاراگلايدر نوعي شناور شدن در هواست در اينصورت بايد خلبانان پاراگلايدر شناخت كافي در مورد حركت هوا و انواع ابرها داشته باشند در اين بخش سعي شده به طور خلاصه به تشريح اشكال مختلف ابرها بپردازيم . بديهي است اين مختصر جهت آشنايي كامل با انواع ابرها و بطور كلي هواشناسي كافي نيست و مطالعه كافي و شركت در كلاسهاي هواشناسي با حضور اساتيد مجرب را مي طلبد .
به طور كلي و مختصر انواع مختلف ابرها را به شرح زير ميتوان بيان كرد :
-1 ابرهاي سيروس(Cirrus )
اين ابرها از مرتفعترين ابرها بوده واغلب به صورت پرمانند و سفيد رنگ و شفاف (ملو از بلورهاي يخ) در آسمان ديده ميشوند. اين ابرها بعضاً به صورت دستههاي منظم جدا از هم، در آسمان ديده ميشوند در اين صورت موسوم به سيروسهاي هواي خوب بوده و اگر توأم با ابرهاي سيرواستراتوس و آلتواستراتوس گردند. معمولاً علامت هواي بد ميباشند.
-2 سيرو استراتوس(Cirrostratus) :
اين ابرها را ميتوان سيروسهاي نازك تور مانندي دانست كه از ابرهاي كوچك سفيد و به هم فشرده به شكل گوله پشمي شكيل يافتهاند و به علت شفافيت خورشيد و ماه و ستارگان از پشت آنها قابل رويت بوده و اغلب هالهاي دور خورشيد و ماه تشكيل ميدهند. اين هاله نتيجه شكست نور بوسيله بلورهاي يخ معلق در هوا است ظهور اين ابرها، علامت نزديك شدن هواي طوفاني بوده و به همين لحاظ، اين ابرها را ميتوان پيش از فرا رسيدن هواي بد و يا حالتهاي طوفاني هوا، مشاهده نمود.
3 سيرو كومولوس( Cirrocumulus)
اين ابرها اغلب از توسعه ابرهاي سيرو استراتوس حاصل شده و بدون سايه ميباشند و غالباً به جاي خورشيد و ماه هالهاي در آسمان بوجود ميآورند. ساختمان آنها اغلب متشكل از قطعات سفيد رنگ بوده و معمولاً پيش از ابرهاي سيروس در آسمان ظاهر ميشوند. ظهور آنها در آسمان، مقدمه فرا رسيدن هواي ابري و طوفاني است.
آلتو استراتوس (Altostratus)
اين ابرها به صورت لايههاي يكنواخت و متحدالشكل خاكستري يا متمايل به آبي به صورت تركيبي از الياف، آسمان را ميپوشانند.
به علت قشر ظريف اين ابرها تشخيص موقعيت خورشيد از پشت آنها امكانپذير است معمولاً پس از پيدايش ابرهاي آلتو استراتوس، ريزيشهاي جوي در سطح وسيعي به طور مدام شروع ميگردد.
5 آلتوكومولوس (Altocumulus)
اين ابرها شامل لايهها و يا تكههاي بزرگ گوي مانندي از قطرات زير آب بوده كه معمولاً بصورت شيار و يا امواج نسبتاً منظمي مشاهده ميگردد. جريان عمودي هوا در لايهاي كه بوسيله اين ابرها پوشيده شده، سبب رشد سريع قابل ملاحظهايي در جهت عمودي در اين ابر ميگردد به همين سبب، اين ابرها اغلب در بالاي قلل كوهها و يا در فوق جريانات عمودي مشاهده ميگردند . اين ابر اغلب شكل عدسي دارند . پديدار شدن اين ابرها در آسمان بيانگر شرايط بد هوا و ايجاد رعد و برق ميباشد.
-6 استراتوس (Stratus)
نوع اصلي اين ابر لايهاي يكدست و شبيه مه ميباشد . و معمولاً به صورت توده متراكمي از بخار آب كه قطر آن در همهجا يكسان است، مشاهده ميگردد. ارتفاع اين ابر از سطح زمين بسيار كم است بارندگي در اين ابرها در حرارتهاي فوق صفر درجه سانتيگراد بصورت ريزدانه ميباشد.
-7 استراتوكومولوس (Stratucumulus)
اين ابرها داراي رنگي تيره و يا سفيد متمايل به خاكستري بوده معمولاً بصورت دسته يا خطوط و يا تودههاي كروي مانند بزرگ و امواج كروي از ابرهاي خاكستري با فواصل و شكافهاي روشن تشكيل ميگردد. اين ابرها اغلب بيشتر آسمان را پوشانده و بارندگي آن بصورت ريزدانه بود. و در نتيجه فاقد شرايط بارندگيهاي رگباري است.اين ابرها متراكم و فاقد شكل معيني بوده و تمام آسمان را بهطور نامنظم ميپوشانند بارندگيهاي حاصل از اين ابرها اغلب مداومند.
-9 كومولوس: (Cumulus)
اين ابرها اغلب ساختمان گل كلمي داشته و سطح بالاي آن حالت گنبدي دارد و متشكل از قطعات كوچك ابرهاي سفيد پنبهاي است كه معمولاً صبحگاهان در امتداد ارتفاعات تشكيل ميگردند و داراي حالت جوشش (در اثر صعود هواي مرطوب) هستند . قطعات پراكنده اين ابرها تقريباً داراي ارتفاع يكسان و معرف به كومولوسهاي هواي خوب ميباشند.
-10 كومولونيمبوس (Cumulonimbus) (CB3)
اين ابر كه با نام تاورين سي بي معروف است، ابري است باران زا و بزرگ با قله هايي فوق العاده تماشايي .غلظت اين ابر به مانند غلظت يك عسل غليظ است بنابراين ابري است خطرناك براي هواپيماهاو وسایل پروازی . اين ابرها از تودههاي بزرگ و انبوه ابر كه به شكل برج عظيمي سر به آسمان كشيدهاند تشكيل ميگردند رنگ قسمت فوقاني در اين ابرها متمايل به آبي و سطح زيرين آب كاملاً تيره ميباشد . اين ابرها به نام ابرهاي رعدوبرق نيز معروفاند. و بارندگي آنها بصورت رگباري است. اغلب با يك جبهه سرد و فعال همراه بوده و يا در اثر ناپايداري محلي ايجاد ميشوند و در عرضهاي ميانه اغلب در اوايل بهار و پاييز مشاهده ميشوند.
ابر كومولونيمبوس كاپيتالوس (CB9)
اين ابر عظيم ترين ابر دنيا است به نام اسكاتر سي بي و كوهه رعد و برق معروف است.ابري فوق العاده عظيم الجثه كه به مانند يك ماشين الكتريكي فوق العاده پر قدرت از يك طرف رطوبت هوا را مي مكد و از طرفي ديگر ميليون ها ليتر آب را در هر ثانيه به زمين مي كوبد.
اين ابر كه غلظتش مانند يك عسل درون يخچال است مولد رعد و برق مي باشد. پس ابري است پر خطر اما زيبا.
توده هوا
یک توده هوا عبارت است از حجم عظیمی از هوا که خصوصیات فیزیکی آن بویژه از نظر دما و رطوبت و آهنگ کاهش دما (Lapse rate) در سطح افقی برای صدها کیلومتر تقریبا همسان باشد. تودههای هوا، خصوصیات اصلی خود را از سطحی که بر روی آن تشکیل میشوند، کسب میکنند. برای اینکه تودههای هوا شکل بگیرند لازم است هوا به مدت طولانی در یک منطقه ثابت باقی بماند، در نهایت گردش معمولی هوا موجب به حرکت در آمدن آنها می شود. تودههای هوا معمولا در بعضی از نقاط دنیا بیشتر از سایر مکانها تشکیل می شوند به این مناطق سرچشمه (Source region) گفته میشود.
تودههای هوا را با توجه به منشاء تشکیل آنها، طبقه بندی و نامگذاری میکنند و با توجه به منشاء، نشانههای معینی را برای آنها به کار میبرند.
جبهه هوا
زمانی که دو توده هوای با دمای مختلف، در مسیر حرکتشان به هم میرسند، حالت انتقال شدیدی (از لحاظ دما، فشار، رطوبت، باد و غیره) در مرز بین آنها بوجود میآید. اگر یک نفر همراه با توده هوای گرم به سمت شمال حرکت کند، به تدریج و به طور یکنواخت با کاهش دما مواجه میشود؛ سپس با برخورد به یک توده هوای سرد، دما به طور ناگهانی و شدید افت میکند یعنی تغییرات آهسته و یکنواخت در محل برخورد با توده سرد، به تغییر ناگهانی و غیر مداوم تبدیل میشود. به این خاطر اصطلاح خط ناپیوستگیLine Of Discontinuity) در مورد مرکز توده هوا به کاربرد، میشود. عبارت جبهه (Front) مترادف با خط ناپیوستگی است و امروزه به خوبی جانشین آن شده است. در واقع جبههها مرزهای بین تودههای هوا هستند. بر روی نقشههای هواشناسی جبههها را با یک خط نشان میدهند. سطحی که دو توده هوای مجاور را از هم جدا میکند سطح جبهه (Frontal Surface) نامیده می شود.
انواع جبهه ها
جبهه های گرم (warm fronts)
"یک جبهه گرم، جبهه ای است که در طول آن، هوای گرم جانشین هوای سرد می شود. "در صورتیکه که جهت حرکت توده های هوا به طریقی باشد که هوای گرم به تدریج از روی سطح زمینی عبور کند که قبلاً در آن جا هوای سرد وجود داشته است، جبهه تشکیل شده، جبهه گرم خواهد بود.
بر روی نقشه های هواشناسی، جبهه گرم معمولاً به صورت نیم دایره های سیاه رنگ و در سمتی که جبهه به آن طرف حرکت می کند رسم می شود. بر روی نقشه های چاپی، جبهه گرم با خط پر رنگ و قرمزمشخص شود.حاصل شکل گیری جبهه گرم ایجاد پوشش نسبتاً ضخیم ابر بر روی سطح جبهه و در نزدیکی دنباله آن و بارندگی یکنواخت است.
جبهه های سرد (Cold fronts)
"در جبهه های سرد، هوای سرد جانشین هوای گرم می شود." تیغه های سیاه رنگ بر روی خطی که جبهه را نشان می دهد علامت جبهه سرد هستند و همیشه بر روی جهتی قرار داده می شوند که جبهه در آن مسیر حرکت می کنند.
بر روی نقشه های هواشناسی جبهه سرد با خط پررنگ آبی مشخص می شود. حاصل تشکیل جبهه سرد بوجود آمدن ابرهای کومولوس و کومولونیمبوس، همراه با بارندگی های رگباری است.
جبهه های ساکن (Stationary fronts)
فرض کنید دو توده هوای گرم و سرد توسط یک جبهه از هم جدا شده اند. آیا این جبهه گرم است یا سرد؟ جواب این است که تشخیص جبهه، به رفتار آن بستگی دارد. اگر جبهه در جهت هوای گرم جابه جا شود، جبهه سرد است و اگر در جهت هوای سرد جابه جا شود، جبهه گرم است. اما اگر توده های هوا در حرکت نباشند، جبهه به حالت سکون در می آید پس در واقع جبهه ساکن، جبهه ای است که در جهت افقی دارای حرکات بسیار کمی بوده و تقریباً اصطلاحی است که به مرز توده های هوای ساکن گفته می شود و بر روی نقشه های هواشناسی با ترکیبی از جبهه گرم و سرد نشان داده میشود.
جبهه های بند آمده (Occluded fronts)
جبهه بند آمده از ادغام جبهه های سرد و گرم تشکیل می شوند. اگر یک جبهه سرد از یک جبهه گرم پیشی گیرد، نتیجه کار یک جبهه بندآمده است. با نزدیک شده به جبهه بندآمده، سیستم ابر یا بارندگی حاصل از آن بسیار شبیه یک جبهه گرم است، زیرا تشکیل دنباله توده هوای گرم قبل از جبهه تغییری نکرده است. با گذر جبهه، ابرها و بارندگی متعاقب آن از نوع جبهه سرد خواهد بود.
در تقسیم بندی ابرها جمعا ۲۷ نوع ابر موجود است که از بین این ۲۷ نوع ٬ دو نوع آنها ابرهای CB (charley Brown) می باشند که خطرناک ترین ٬ عظیم ترین و در عین حال زیبا ترین ابرهای جهان می باشند .